مهمترين مسائل در مديريت اين مدارك و ركوردها يكدستي، اعتبار، ميانكنشپذيري، توصيف و بازيابي است كه نقش ابردادهها را با توجه به قابليتهاي آنان در اين زمينهها بيشتر ميكند. اين مقاله ضمن معرفي استاندارد جهاني مديريت ركوردهاي الكترونيكي به بحث درباره استانداردهاي تدوينشده رايج ابردادهاي مانند «ئي_جياماس»، «ايجيالاس»، «جيآيالاس»، و «ديسي» ميپردازد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
«هفت سال كم يا بيش بركه را -قدس سره- ميديدم و هرگز زهره نداشتمي كه دست فراكفش او كنم.»1
البته در ميان عارفان كم نيستند افرادي كه استادان بيسواد و امي اما فاضل و عارف و واصل داشتهاند كه ميتوان به «ابوالعباس قصاب» استاد عطار، «شيخ ابوالحسن خرقاني» (425 ه.ق) و نيز شمسالدين تبريزي استاد كامل مولانا، اشاره كرد. معمولاً عرفا چيزهايي كه از اين عارفان نامي ولي امي يا ناشناخته، بهصورت حضوري ياد گرفتهاند، بيشتر از استادان علوم كسبي و حصولي بوده است.
هرچند كتاب به معناي اعم آن تنها به معناي اوراقي چند از كاغذ كه در ميان دو جلد چرمي يا مقوايي قرار دارد نيست و ميتوان آن را شامل كتب انفسي، عقلي، علوي، تكويني و... نيز دانست، اما در عصر ما آنچه بيش از هر چيز اهميت دارد و فرهنگ عمومي را ارتقا ميبخشد، همين مطالعه كتابهاي معمولي تحريري است. اهميت مطالعه كتاب و كتابخواني تا بدان حد است كه اگر چنين پديدهاي وجود نميداشت، قطعاً نام بسياري از بزرگان، از جمله همين بزرگان: بركه، شمس، خرقاني و عالمان و عارفان ديگر زنده و برجاي نميماند. چنانچه همين مشايخ اگر داراي سواد بودند و چيزي تحرير ميكردند، آيندگان را بهره كاملتري ميرساندند و منشأ آثار و بركات بيشتري ميشدند.
ما امروزه، زندگي، شخصيت و آثار و اقوال شيخ بركه همداني را از خلال نامههاي عينالقضات همداني يا مقالات شمس كه به قلم مولانا تحرير شده، درمييابيم. اينكه شيخ بركه مفسر قرآن بوده و اگر چه عربي نميدانست و تفسير را نزد كسي فرا نگرفته بود، اما بهتر از مفسران عربيدان بر اسرار و معاني قرآن واقف بود، و اينكه خواجه عبدالله انصاري درباره شيخ ابوالحسن خرقاني نقل كرده: «من از خرقاني الحمدلله شنيدم كه ميخواند [يعني سوره حمد را ميخواند] كه وي امي بود، الحمد نميدانست گفت، و وي سيد و غوث روزگار بود.»
البته فقط با نوشتجات و تحريرات آنهاست كه به وجود و شخصيت اين بزرگان پي ميبريم.
بنابراين معناي اعم كتاب اگر هم شامل كتب انفسي و تكويني باشد، نميتواند چيزي از ارزش كتابهاي منتشره بكاهد. فرهنگ و تمدن انساني از ديرباز نشان داده كه كتاب به هر شكل كه باشد (كتيبه، سنگ نوشته، پاپيروس، استخوان، كاغذ و...) همواره جايگاه ارزنده خود را حفظ نموده است.
در دوران گذشته نيز گستردگي معنوي اين واژه و اطلاق آن بر كتب انفسي و عقلي و تكويني وجود داشته، اما با اين حال بشر هيچگاه نسبت به كتاب به معناي تحريري آن بيرغبت و غافل نبود. و اديان الهي نيز در قالب اسفار، صحف، مزامير و كتب، به كتاب اهميت داده و آن را ترويج نمودهاند.
چنانكه در قرآن كريم كلمه كتاب 71 بار به كار رفته است و سورهاي با عنوان «قلم» نازل گشته و در آن خداوند به قلم و آنچه مينويسد سوگند خورده است.
در واقع عالمان وارسته و عارفان برجسته همواره با اين دو نوع تلقي و برداشت از معناي كتاب: (تحريري و نفساني) مواجه بودهاند، اما باز هم كتاب تحريري را فراموش نكرده و با شعر يا نثر خود آثار گرانسنگي براي آيندگان خلق نمودهاند.
جلالالدين مولوي با اينكه به شمس تبريزي ارادت ميورزيده و حتي نسبت به او عشق ميورزيده و ارزش او را از صد كتاب برتر دانسته و گفته:
هر موي من از عشقت بيت و غزلي گشته
هر عضو من از ذوقت خم عسلي گشته
با اين حال چيزي از ارزش و اهميت كتاب در نزد او نكاسته چنانكه خود ميگويد:
از كتبخانهها و علمنا
ذوق علمي چشيدهام كه مپرس (ديوان شمس)
بد نيست بدانيم كه حافظ هم مطلع زير را در استقبال از همين غزل مولانا سروده است.
درد عشقي كشيدهام كه مپرس
زهر هجري چشيدهام كه مپرس
عشق در نظر عارفان همان مطالعه كتاب انفسي است كه به زعم ايشان سالك را از مطالعه كتاب تحريري بينياز مينمايد؛ اما همه عارفان و اهل دل چنين نبودهاند و به كتاب تحريري نيز عنايت وافر داشتهاند.
چنانكه صائب تبريزي ميگويد:
نيست كاري به دورويان جهانم صائب
روي دل از همه عالم به كتاب است مرا
اكنون سخن اين است: امروزه در عصر تكنولوژي رسانهاي، كتاب معنايي ديگر يافته كه ديگر تنها به اوراقي چند در ميان دو جلد اطلاق نميشود. همانگونه كه در اعصار گذشته كتاب فقط شامل كتائب (كتيبهها) نبود و شامل: سنگي، چوبي، چرمي يا انواع گوناگون ديگر ميشد، امروزه نيز كتاب صورتهاي متنوع ديگري يافته است، با اين تفاوت كه كتاب در قديم تنها به دو صورت كلي: 1- كتاب تكويني، انفسي و 2- كتاب تحريري (با توجه به سير تحول در شكل آن در طول تاريخ) وجود داشته، اما امروز حتي شكل تحريري آن نيز تغيير معنا داده به صورتهاي متنوع عرضه ميشود. به طوري كه شاخص بودن شكل سنتي آن همعرض همين اشكال مختلفش، ميباشد. مثلاً اينترنت، cdهاي فشرده، مجلات، روزنامهها و كانالها و شبكههاي تلويزيوني و ماهوارهاي نقش انتقال اطلاعات را بر عهده دارند و نانوتكنولوژي با عرضه حافظههاي گوشيهاي موبايل و mp3 و انواع مختلف رايانهها سخت به كار انتقال اطلاعات مشغولند.
لذا ديگر نميتوان به كتاب تحريري كه به شكل معمول سابق عرضه و چاپ ميشود، به عنوان يك رسانه اكتفا نمود. با اين حال به نظر ميرسد همه اين تحولات و پيشرفتها در مقابل تعبير سابقي كه از معناي اعم كتاب ميشد، (كتب انفسي و كتب تحريري)، امروزه همان جايگاه گذشته را دارد. يعني از طرفي همه رسانهها نظير نوعي كتاب انفسي مطرح ميباشند و كتاب تحريري و چاپي نيز جاي خود را به عنوان طرف ديگر آن مينماياند. اگر چنين تعبير و تفسيري را بپذيريم، ما از هيچيك از اين دو نوع كتاب بينياز نخواهيم بود و به هر دو نوع آن نيازمنديم. چنانچه در گذشته افرادي بودهاند كه تنها به مطالعه كتابهاي انفسي بسنده ميكردند و چندان براي كتب تحريري ارزش قائل نبودند؛ برخي نيز برعكس، ارزش و اهميت بيشتري براي كتابهاي تحريري قائل بودند.
در مورد گوته شاعر بزرگ آلماني ميگويند: در حال احتضار علائمي را با دست خود به نشانه تحرير مطالب و اشعار خود رسم ميكرده و درست پس از اين واقعه، مرگ او را در ربوده است. نيز از او نقل شده:
«من به راستي براي نوشتن به دنيا آمدهام! وقتي افكارم بر صفحه كاغذ نقش ميبندد خود را خوشبختتر از هميشه احساس ميكنم.» البته او عاشق نوشتن بود. گروهي نيز شيفته مطالعه و برخي مفتون هر دو و پارهاي هم به كتب انفسي و هم تحريري ارادت داشتند. عطار، مولانا و عينالقضات از اين دسته اخير هستند.
امروز نيز همين وضعيت به جهان كتاب و كتابخواني حاكم است، ميتوان تنها به اينترنت اكتفا نمود، يا هم كتاب، هم اينترنت و يا همه رسانهها و البته كتابهاي زنده كه جاي خود را دارند. چرا كه هر چند كتابها بوستانهاي خردمندانند، خردمندان نيز آفريده همين بوستانهايند و مطالعه آنها نيز لازم، اما با اين حال به هيچ محذوري از مطالعه كتاب به معني اخص آن معذور نخواهيم بود.
اكنون ما مفهوم ديگري را از كتابخانه ها دنبال مي كنيم كه در گذشته مرسوم نبوده. با پذيرش اين فرض، تاريخ آموزشهاي كتابداري به مفهوم اداره مجموعه ها را كه البته حفاظت و نگهداري ركن اساسي آن را تشكيل مي دهد بايد به دوران دور يعني زمان هخامنشيان (640ق.م- 338 ق.م) نسبت داد. ادامه اين آموزشها را بايد در كتابخانه هاي ساسانيان (242م.- 31ق.) و به ويژه در كتابخانه دانشگاه جندي شاپور دنبال نمود(3 :26)
ادامه مطلب
اندکي پس از پيدايش خط، کتاب نيز پابه عرصه وجود گذاشت و از آن زمان به بعد کتاب و کتاب خواني يکي از مقولات روزمره انسان شد.
در گذشته درس خواندن و کتابخواني مختص به اقشار خاصي از جامعه بود و شامل افرادي از طبقه اشراف يا تعداد اندکي از کساني که در مدارس ديني و مکتب خانهها درس خوانده بودند، مي شد.
امروزه با توجه به گسترش آموزش و پرورش وضعيت کتاب و کتاب خواني چندان تغييري نکرده و باز شاهد قهر مردم از کتاب خواني هستيم و هستند کساني که شايد تا به حال نام رشتههاي مرتبط با کتاب همچون کتابداري به گوششان نخورده است.
اگرنگاهي به تيتراژ کتابهاي منتشر شده در ايران بيندازيم در خواهيم يافت که فاصله مردم ما با کتاب و کتابخواني چقدر زياد است.
در کشور ما علي رغم آن که کتاب سهم چنداني در سبد خريد مردم ندارد ولي دانشگاهها همچنان در امر آموزش کتابداران فعال و کوشا هستند و هر ساله با تربيت دانشجويان کتابداري و اعزام آنان به کتابخانهها بر اين اميدند که با ارائه سرويسهاي مناسب کتابداري اگر حتي علاقه کسي به کتاب و کتابخواني افزايش نيابد حداقل مانع از دست رفتن ساير اقشار کتاب خوان جامعه شوند. علم کتابداري و اطلاع رساني، دانشي است که به مطالعه و بررسي شيوههاي گوناگون توليد دانش، گردآوري منابع اطلاعاتي (کتاب، نشريه، لوحفشرده، پايگاه اطلاعاتي، اينترنت، وب) سازماندهي، بازيابي و اشاعه اين منابع و محمل هاي اطلاعاتي ميپردازد . کتابداري سعي بر آن دارد تا با ارائه اين خدمات، در وقت خواننده يا کاربر صرفه جويي نمايد و به نوعي بر کيفيت کار اثر مثبت بگذارد.
در زمانهاي گذشته با توجه به وجود کتابخانه هاي بزرگ در مراکز تجمع جمعيت چون اسکندريه، مصر، ايران و عراق، کتابداري به عنوان يک شغل مهم مطرح بوده، ولي بعد از اختراع صنعت چاپ در کميت و کيفيت کار کتابداري تغييراتي محسوسي به وجود آمد و اين امر باعث اهميت بيشتر اين دانش در جوامع مترقي شد.
کتابخانه ملي ايران نيز با نام فعلي به طور رسمي در شهريور 1316 شمسي در خيابان سي تير گشايش يافت که پايه اصلي مجموعه آن کتابهاي کتابخانه دارالفنون است.
کتابداري نوين در سال 1930 از اروپا به شرق راه يافت. رانگاناتان دانشمند هندي پس از مراجعت از انگلستان در صدد راهاندازي اين دانش نوين در هند برآمد. او بعدها يکي از پايهگذاران روشهاي نوين کتابداري در جهان شد. در ايران شادروان هوشنگ ابرامي را پدر کتابداري نوين ايران مي دانند، او در سال 1339ش. اولين کتابخانه تخصصي ايران را در بانک مرکزي راه اندازي کرده است.
در سال 1990ميلادي بود که با اختراع وب و ورود اين فنآوريهاي نوين اطلاعاتي به پهنه کتابخانههاي جهان، اين دانش نيز دچار دگرگونيهاي گستردهاي شد و همزمان واژه اطلاع رساني نيز به دانش کتابداري اضافه شد و از آن پس به عنوان علوم کتابداري و اطلاع رساني مطرح شد.
امروزه کتابداري در ايران زير شاخههاي اطلاع شناسي و وبشناسي را هم در بر ميگيرد.
دانش کتابداري با توجه به روابط دو سويه که با ساير علوم دارد به خوبي ميتواند به عنوان راهنما و هدايتگر ساير علوم نقش برجستهاي را ايفا کند. کتابداران با توجه به آموزشهاي علمي و عملي که فرا ميگيرند، ميتوانند نقش بسيار مؤثري را در ياري رساندن به محققان و پژوهشگران داشته باشند.
اما با تمام پيشرفتهاي صورت گرفته، رشته کتابداري در ايران همچنان غريب است و جز علوم ناشناخته (که تعداد آنها در ايران کم نيست) به شمار ميرود.
مشکلات شغلي در استخدام کتابداران نيز مزيد علت بر غريب ماندن اين رشته در ايران شده است.
اکثر ادارات ، ارگانها و شرکتهاي خصوصي و دولتي بزرگ نيز به دلايل گوناگون منجمله صرف جويي در بودجه خود، کارهاي تخصصي مربوط به کتابداران را به ساير حوزههاي کاري سپردهاند و از جذب اين دانشآموختگان خودداري ميکنند و معتقدند که با توجه به پيشرفت فنآوري اطلاعات در عصر حاضر وجود کتابداران چندان لزومي ندارد و ميتوانند نيازهاي خود را با توجه به بانکهاي اطلاعاتي موجود در اينترنت مرتفع سازند. اين در حالي است که با پيشرفت محسوس بانکهاي اطلاعاتي در اينترنت، نقش کتابداران نيز جهش يافته و اين کتابداران هستند که حجم زيادي از اطلاعات و دادهها را با توجه به پيشرفت سريع علم با دستهبندي و آرشيو مناسب در اختيار عموم قرار ميدهند.
با اين اوصاف کتابداران ما در حال حاضر اکثراً يا به کارهاي غير مرتبط با رشته خود مشغولند و يا آن که با دستمزد کم در کتابخانههاي فقير ايران مشغول به کار هستند؛ کتابداراني که ميتوانند با آموخته هاي خود همراه با سايرين به سوي پيشرفت و آباداني مملکت گام بردارند.
گروه خدمات ویژه كتابداری به عنوان یكی از بخشهای شورای كتاب كودك، به منظور شناخت، معرفی، تولید، مناسب سازی و ارائه آثار مناسب برای كودكان و نوجوانان با نیازهای ویژه فعالیت میكند. این نیاز یا در گزینش و مناسب سازی از میان كتابهای موجود در بازار نشر است یا تولید كتابهایی خاص و هماهنگ با نوع نیاز مخاطبان را شامل میشود.
اهداف :
- توجه به نقش كتاب در همسازی كودك ویژه با جریان زندگی
- ایجاد انگیزه و كشش برای مطالعه
- سهولت دستیابی به كتاب و اطلاعات
- یكسان سازی محیطهای آموزشی و مطالعاتی برای كودكان با ویژگیهای گوناگون
- معرفی كتابهای برگزیده برای كودكان ویژه
- معرفی چهره كودك معلول در ادبیات
- بررسی مناسبسازی وتولید منابع كتابخانهای برای كودكان و نوجوانان با نیازهای ویژه
انتشار كتاب نقش كتابهای كودكان در همسازی كودكان معلول با جریان زندگی روزمره در سال ۱۳۶۱ با ترجمه خانم ثریا قزل ایاغ نخستین گام برای تشكیل این گروه بود. در سال ۱۳۶۶ اولین جلسه در مورد كتاب و كودك معلول با هماهنگی خانم نسریندخت عماد خراسانی و حضور اعضای علاقهمند و صاحب نظر در شورا برگزار شد. هر چند این جلسات ادامه نیافت اما حاصل آن تهیه چند كتاب حسی ـ لمسی پارچهای بود. تا اینكه در سال ۱۳۷۳ در اولین گردهمایی دانشجویان نابینا در دانشگاه تهران به ابتكار خانم نوش آفرین انصاری و تدریس دو واحد درس خدمات ویژه كتابداری به برنامه درسی رشته كتابداری، تفكر پدیدآیی، گروه ویژه در شورا ایجاد شد. پس از آن به تدریج و با توجه به ویژگیهای گوناگون مخاطبان، به پنج زیر مجموعه مختلف تقسیم شد. هر یك از از زیر مجموعههای گروه خدمات ویژه كتابداری در سه زمینه فعالیت میكنند :
۱- بررسی و گزینش نمونههای مناسب از بین ادبیات منتشر شده
۲- مناسب سازی آثار منتشر شده ،
۳- آفرینش نمونههای مناسب
زیر مجموعههای گروه خدمات ویژه كتابداری عبارتند از :
۱- كتاب و كودك نابینا
- كتاب های حسی ـ لمسی۲- كتاب و كودك كم توان ذهنی
- كتاب گویا
- كتاب بریل
۳- كتاب و كودك ناشنوا
۴- كتاب و كودك بیمار
۵- كتاب و كودك محروم اجتماعی
كتاب و كودك نابینا
كتابهای حسی ـ لمسی
در سال ۱۳۷۰ پس از پیشنهاد طرح كتابهای حسی ـ لمسی به هیات مدیره جلسهای برای معرفی وارائه این طرح برای اعضاء شورا برگزارشد كه منجر به تهیه كتاب گل یا پوچ، شد.
در سال ۱۳۷۲ پس از برگزاری كارگاه ساخت كتابهای لمسی در مركز نابینایان خزانه و سپس ارائه این طرح به دانشكده هنر الزهرا، ۱۵ كتاب لمسی با كمك دانشجویان ساخته شد.
پس از آن در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۷۱كارگاه ساخت كتابهای لمسی در شورا و موسسه پژوهشی كودكان دنیا برگزار شد و پس از آن جلسات رسمی كتابهای حسی ـ لمسی ادامه یافت. در سال ۱۳۷۹دو عنوان كتاب برای طرح آكندن اینترنشنال و در سال ۱۳۸۰ ده عنوان كتاب برای طرح یونیسف تهیه شد.
كتاب گل یا پوچ (زهرا فرمانی ، مهین محجوبی، ۱۹۹۹)
در فهرست كتابهای برگزیده برای كودكان و نوجوانان معلول IBBY ۱۹۹۹ و كتابهای نخ و سوزن (فریبا كیهانی ، ۲۰۰۰) و خانه پیرزن (فریبا كیهانی، ۲۰۰۰) در فهرست سال ۲۰۰۱ آمده است. هماهنگ كننده فعالیتهای گروه تا پایان سال ۱۳۸۰ خانم زهرا فرمانی بوده است.
كتابهای گویا
كتاب گویا یكی از ابزارهایی است كه سهولت دسترسی به اطلاعات را برای افرادی كه بیناییاشان با مشكل روبروست ، فراهم میسازد. این وسیله در سالهای اخیر و پیشرفت وسایل سمعی ـ بصری به عنوان رسانهای چند منظوره در خدمت اطلاعرسانی و ترویج فرهنگ مطالعاتی برای عموم افراد و به ویژه نابینایان قرار دارد. گروه كتاب گویا با هدف ارائه ادبیات مناسب كودك و نوجوان از طریق تولید كتاب گویا در سال ۱۳۷۳ تشكیل شد.
پیشینه تشكیل این گروه به اولین گردهمایی دانشجویان نابینا در سال ۱۳۷۳ در دانشكده علوم تربیتی و افزودن درس خدمات ویژه كتابداری توسط خانم نوش آفرین انصاری برمیگردد، و بعد از آن نیز خانم ثریا قزلایاغ با ترجمه دستور العمل ضبط كتاب گویا راه را برای پیشبرد اهداف گروه هموار كردند.
انتخاب آثار مناسب برای گویا شدن، آموزش فن بیان و صداسازی برای داوطلبان، آموزش ضبط كتاب گویا نحوه انتخاب موسیقی مناسب برای متن، انتخاب صدای مناسب برای متون مختلف داستانی، ارتباط با استودیوهای ضبط صدا، نظارت در امر ضبط، ارتباط با صاحبان آثار و ناشران برای رعایت حقوق صاحب اثر، ارتباط با نویسندگان و مترجمان برای حضور در استودیو و ضبط صدای آنان، ارتباط با مركز نابینایان رودكی برای تایید استانداردهای رعایت شده، استفاده از مشاوران نابینا در گروه، ارتباط با مراكز و مدارس نابینایان، ارائه خدمات كتابخانهای به كتابخانههای نابینایان، گویا كردن ۱۲۰ عنوان كتاب در طرح كتابخانه فراگیر (۱)، گویا كردن ۱۰ عنوان كتاب در طرح آكندن اینترنشنال برای پناهندگان افغان، تدوین كتابشناسی كتابهای گویا و بریل، تهیه بروشور گروه، راه اندازی كتابخانه نابینایان حضرت عبدالعظیم، تجهیز كتابخانه نابینایان موسسه خیریه شب چراغ شیراز، تجهیز ۵ كتابخانه سیار یونیسف با كتابهای گویا، تكثیر و ارسال كتابهای گویا برای مراكز فرهنگی مدارس ایرانی خارج از كشور.
برگزاری كارگاههای آموزشی گوناگون در شورا، حضور در كارگاه آموزش كتابداری به كتابداران كتابخانه فراگیر، حضور در سمینار مخاطب شناسی كانون پرورش فكری، حضور در سمینار اولین نمایشگاه اطلاع رسانی با عنوان كتاب برای همه، گویا گردن متون درسی برای دانشجویان، ... از جمله فعالیتهای این گروه است. خانم منصوره شجاعی مسئولیت هماهنگی فعالیتهای گروه كتابهای گویا را برعهده دارند.
كتاب و كودك كم توان ذهنی
پیشینه تشكیل این گروه به سال ۱۳۶۷ و شكل گیری گروه كتاب برای كودك معلول به سرپرستی خانم نسریندخت عمادخراسانی بر میگردد. حاصل كار این گروه تهیه كتاب پارچهای قصه یك تخم مرغ (زهرا فرمانی، ۱۳۶۸) بود. پس از آن فعالیت گروه متوقف شد تا اینكه در سال ۱۳۷۵ با هماهنگی آقای مسعود ناصری فعالیت كتابخوانی و قصهگویی با كودكان كم توان ذهنی در مدرسه بهشت آغاز شد. كه ضرورت استفاده از تجربیات متخصصان دیگر را نیز ایجاد كرد. سپس خانم دكتر طلعت كاویانپور جلسات گستردهتری را با والدین كودكان كم توان ذهنی برگزار كردند و استفاده از كتابهای پارچهای، لمسی، ویدیویی به عنوان ضرورتی در ادامه كار گروه مطرح شد.
قصهگویی در مدارس، تجهیز كتابخانه مدارس، همكاری با انجمن حمایت از كودكان كم توان ذهنی، شركت در سمینارها، مطالعه و بررسی كتابهای داستانی و گزینش آنها، تهیه بروشورهای راهنما، مشاوره و راهنمایی معلمان از جمله فعالیتهای گروه بوده است.
كتاب و كودك بیمار
گروه كتاب و كودك بیمار به منظور تلطیف موقعیت سخت كودكان بیمار از طریق كتابخوانی و قصهگویی در سال ۱۳۷۵ با هماهنگی خانم مریم احمدی آغاز به كار كرد. این گروه با مجموعهای از كتابهای مناسب برای كودك بیمار به صورت كتابخوانان سیار وارد بیمارستانها شد و با كمك مددكاران به ایجاد كتابخانههای كودك بیمارستان همت گمارد و كتابخوانی و قصهگویی برای كودكان را فعالیت اصلی خود دانست. بیمارستانهای تحت پوشش این گروه، بیمارستان كودكان علی اصغر، بیمارستان امام خمینی و بیمارستان قلب است.
كتاب و كودك ناشنوا
گروه كتاب و كودك ناشنوا با كسب تجربههای بسیار و همراه با كودكان ناشنوا دریافت كه این كودكان به علت محدودیت در خزانه واژگان، اختلال در صرف و نحو زبان و عدم درك كامل مطالب كتاب، از مطالعه دوری میكنند. پس در سال ۱۳۷۵ با هماهنگی خانمها فرحناز ناصری و ربابه گوهری، در جهت رسیدن به اهداف زیر آغاز به كار كرد :
- ایجاد انگیزه و كشش در كودكان برای كتابخوانی
- كمك به استقلال در كتابخوانی
- شناخت و درك واژهها و مفاهیم ساده و پیچیده
- ایجاد احساس خودباوری و اعتماد به نفس در كودك ناشنوا
فعالیت این گروه با تهیه كتاب ، فیلم ویدیویی بابا برفی (جبار باغچهبان) آغاز شد. مناسب سازی كتابها و تهیه پانویس و واژهنامه برای كتابهای مناسب، اجرای طرح خورجین كتاب در چند مدرسه تهیه دو نمونه كتاب ویدیویی به زبان اشاره، و تهیه سی و هفت كتاب ویدیویی به زبان اشاره همراه با لب خوانی و روشی ارتباط كلی برای طرح كتابخانه فراگیر، تهیه پانزده عنوان كتاب درشت نویسی شده، همكاری در تدوین كتابشناسی كتابهای ویدیویی، برگزاری كارگاه قصهگویی به زبان اشاره در شورا، شركت در كارگاه آموزش كتابداران كتابخانه فراگیر، مشاوره و راهنمایی معلمان، و بهسازی كتابخانههای مدارس از جمله فعالیتهایی است كه گروه انجام داده است.
فعالیتهای گروه خدمات ویژه كتابداری عبارتند از :
- پروژه یونیسف كتابخانههای فراگیر، ۸۰-۱۳۷۹.
- پروژه آكندن اینترنشنال (تهیه ۷۰ نسخه كتاب گویا و حسی ـ لمسی)، ۱۳۷۹.
- پروژه یونیسف “فراخوان برای بهترینداستان باشخصیت كودك معلول” ، ۱۳۸۱.
- همكاری با انجمن نابینایان عصای سفید .
- برگزاری جلسات مشورتی با سازمان استثنایی در تهیه كتابهای درسی .
- ارسال دو كتاب تصویری ـ لمسی به نمایشگاه بین المللی تصویرگران كتاب كودك.
- برگزاری سمینار ”كتاب برای همه“ در نمایشگاه بین المللی كتاب سال ۱۳۷۷.
- برگزاری نمایشگاههای گوناگون درنمایشگاه بین المللی تصویرگران كتاب كودك (۱۳۶۸)، دانشگاه بهزیستی (۱۳۷۳)، فرهنگسرای اندیشه (۱۳۷۴)، موسسه پژوهشی كودكان دنیا (۱۳۷۸)، انجمن آثار و مفاخر (۱۳۷۹). كتاب برای همه : نمایشگاه بین المللی كتاب ۱۳۷۷.
- برگزاری كارگاههایی در مركز نابینایان خزانه (۱۳۷۳)، سازمان آموزش استثنایی آموزش و پرورش (۱۳۷۳)، دانشگاه الزهرا (۱۳۷۳)، دانشگاه بهزیستی، آموزش و پرورش پیش از دبستان كودكان نابینا (۱۳۷۶)، موسسه پژوهشی كودكان دنیا (۱۳۷۷)، دوره كتابداری برای كتابداران كتابخانه فراگیر، (۱۳۸۱).
- تهیه مجموعه كتابخانه فراگیر، (۱۳۷۸) :
در سال ۱۳۷۹در پی طرح مشترك شورای كتاب كودك، یونیسف، كانون پرورش فكری كودكان و سازمان بهزیستی، كتابخانهای تحت عنوان كتابخانه فراگیر با هدف همسان سازی محیط مطالعاتیوآموزشی برای همه كودكان باویژگیهایگوناگون تاسیسشد.
در این طرح گروه خدمات ویژه كتابداری شورای كتاب كودك مسئولیت تهیه كل مجموعه این كتابخانه را به عهده داشت. كانون پرورش فكری كودكان محل كتابخانه را تامین كرد، سازمان بهزیستی مشاور تخصصی طرح بود و یونیسف حمایت كننده مالی طرح بود.
گروه ویژه موفق شد مجموعهای متشكل از ۱۲۰ عنوان كتاب گویا (از هر كدام پنج نسخه)، ۱۰۰ عنوان كتاب بریل (از هر كدام پنج نسخه)، ۱۰۰ عنوان كتاب مناسب سازی شده (از هر كدام پنج نسخه)، ۱۵ عنوان كتاب حسی ـ لمسی (از هر كدام پنج نسخه)، ۵۰ عنوان كتاب ویدیویی (از هر كدام پنج نسخه) تهیه كند و كتابشناسیهای مربوط به هر یك از آثار را نیز طبق استانداردهای كتابداری تدوین و در اختیار كتابخانه فراگیر قرار دهد. پس از اتمام طرح یك دوره آموزش كتابداری نیز برای كتابداران در محل شورای كتاب كودك برگزار شد.
این كتابخانه كه در پارك فدك واقع در میدان رسالت است، در حال حاضر مراجعان ویژه خویش را از خدمات كتابخانهای بهرهمند میسازد.
مسئولیت هماهنگی فعالیتهای گروه را تا سال ۱۳۸۲ خانم زهرا فرمانی، و از آن تاریخ به بعد خانم منصوره شجاعی برعهده دارند
مدارك موجود در ان ار سال 1748 به بعد مي باشد كه بطور اتفاقي مداركي قبل ازاين تاريخ هم وجود دارد .
گرد آوري منابع در آرشيوملي هند
ارشيو ملي هند مدارك تاريخي و مدارك خطي و دستنوشته ها را به صورت خريداري يا هديه دريافت كرده است و انها را بر اساس تاريخ سازماندهي مي كند ..
ادامه مطلب
